واژه روزنه همیشه برای من با مضافالیه امید همراه بوده. فکر هم میکنم به جای روزنه هیچ واژه دیگهای واسه این ترکیب نمیشه به کار برد. مثلا چی؟ شکاف امید؟ چاک امید؟ سوراخ امید؟ ترک امید؟ هیچکدوم قشنگ نیست. البته ترکیب قشنگی نیست وگرنه شکاف و چاک و سوراخ و ترک در جای خود خیلی هم مهم و همگی قابل احترامن. البته من دريچه اميد رو هم شنيدم ولي به نظرم روزنه خيلي قشنگتر از دريچهست. پنجره اميد و اينا هم كه ديگه خيلي شاعرانهست و به قول معروف، كاربردي نيست. عبارت كورسوي اميد هم كه خيلي غمگينه.
حالا از اين حرفا بگذريم، به عقيده من این روزنه امید برای هر کس در هر مقطعی میتونه یه چیزی باشه. واسه یه اعدامی، اميد به عفو يه روزنه اميده. واسه يه بيمار لاعلاج، معجزه يه روزنه اميده. واسه يه كارتنخواب سرمازده، دريچههاي كنار پيادهرو كه هواكش مطبخ يا انباري باشه و ازش گرماي كمي بيرون بياد، يه روزنه اميده و...
اما براي كسي مثل من كه به دلايل مختلفي دوست داشت ارشد قبول بشه، اين روزنه اميد چيزي نبود جز «تکمیل ظرفیت». اصلا من عاشق جاهایی هستم که ظرفیتشون هنوز تکمیل نشده. از پارکینگ عمومی بگیر تا توالت عمومی. حالا وقتی این محل اسمش دانشگاه باشه دیگه خودت فکرشو بکن چقدر مزه میده.
بله، همه اين مزخرفات براي اين بود كه بگم من توي «تکمیل ظرفیت» دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز رشته مورد علاقمو که همانا حقوق کیفری و جرمشناسي بود قبول شدم و الان با سر وارد روزنه اميد شدم.
جا داره همه كسايي رو كه توي اين مدت، خالصانه و صادقانه به من يادآوري ميكردن كه هنوز روزنه اميدي وجود داره، از همينجا در آغوش بكشم و بگم كه دوسشون دارم.
بنابراين تا ظرفيت تكميل نشده براي در آغوش كشيده شدن صف ببنديد تا به ترتيب حروف الفبا كارمون رو شروع كنيم.
